تبلیغات
قاصدکانه - درهم برهم های روزانه !






قاصدکانه

یک عدد شیوای دیوانه هستم که اول تصمیم میگیرم یه کاری و انجام بدم ولی ازونجایی که بنده دچاره بیماری گشا.دی.سم شدید هستم  بیخیالش شدم:|
تا حالا دچاره رودرباستی ای شدین که بااینکه حق با شماست ولی به طرفه مقابل میدینش اونم نه تمام و کمال بلکه نصفه و نیمه بطوریکه هم خودتون و عذاب میدین هم خودتونو هم خودتونو بعله:|
دلم میخواد با دوستام برم بیرون ولی به دلایه کاملا مزخرف نمیشه :)خیلی جالبه که چند هفته سرش با مامانم دوا کردم و کلی قیل وقال داشتیم بعد که اجازه داد فقط گفت برو به باباتم بگو چون قراره دیر برسی و من بیخیال شدم به همین سادگی !!!خودمم باورم نمیشه گرچه بابام کمتر سختگیره ولی من نرفتم با احتماله 90 درصدی که میدونستم میذاره :)) (دو خط اول و پاراگراف بعد کاملا بی ربط هستن):))

+یه اتفاقه عالیم افتاده که اونم باورم نمیشه اینکه شهریور میریم مشهد دارم از ذوق مرگی میمیرم  نمیدونم چرا خیلی دلم میخواست هم من هم مامانم ،تو ذهنمون بود خودمون بریم. مامانم هی میخواست جور کنه ولی نه بابام علاقه ای داشت نه خواهرم نوبرن بخدا :/ ولی بالاخره از یجای خیلی دور از ذهن جور شد برامون مرسی خدا جون<3



[ جمعه 2 مرداد 1394 ] [ 11:01 قبل از ظهر ] [ شیـــــــــــــوا ^^ ] نظرات



      قالب ساز آنلاین