تبلیغات
قاصدکانه - قدرته نه گفتن!






قاصدکانه

بالاخره گفتم بالاخره از رودرباستی درومدم آخیش ^_^

آخه قضیه این بود که نمایشگاه کتاب من یادم رفته بود بن بخرم ازونا که 40 میریزی 80میگیری بعد دوستم خرید و چون اهله کتاب نبود داد به من که بخرم .منم خوشحال و شاد و خندان همون اول 45 دادم 3 تا کتابمو خریدم بعد پیش خودم فکر کردم که خوب منم 23 میدم به دوستم و تمومه ولی بعدش تو مترو بهم گفت که 45 و باید کامل بدی همونجا یخ کردم (خوب چون پولش برا خودم بود از ماهانه خودم مامانم کلی تو ماه بهم کمک کرده بود از سرخوشی هزار جا رفته بودم و دیگه نمیخواستم از مامانم بگیرم )اصلا لذته اون کتابا بهم حروم شد اون یکی دوستمم که 20 تومن از بن خریده بود ناراحتی کرد و 10 داد ولی کلی رابطشون بهم خورد صمیمی تر بودن اخه . بعد اون دوستم اومد سمته من اول خوشحال شدم چون بعد دوستی با اون رابطش با من کمرنگ شده بود منم هی دادنه پولو مینداختم عقب بعد دعوای اونا ما خیلی خوب شدیم تا اینکه امروز پیام داد من پول لازمم و پولو برام بریز منم گفتم تو بانک پول ندارم ولی دیگه نتونستم تحمل کنم الان بهش پیام دادم و گفتم که دیگه اون پولو نمیدم و توضیح دادم .

بگید که کاره درستی کردم:( فقط برا اینکه رابطمون خراب نشه گفتم باشه حتی تو دعواش با اون یکی دوستمم طرفشو گرفتم و الان میفهمم حماقت کردم حماقته محض گرچه الان میتونستم راحت بهش پولو بدم و بگم که دوستی ارزشه این حرفارو نداره ولی حرصم میگیره ازینکه به اون دوستم گفت زرنگ درحالی که خودش میخواد زرنگی کنه و اصلاام اگه قضیه دوستیه از اول نباید میگفت نباید...!

#فیلینگ بیهودگی 




[ یکشنبه 4 مرداد 1394 ] [ 05:59 بعد از ظهر ] [ شیـــــــــــــوا ^^ ] نظرات



      قالب ساز آنلاین